امروز : 4
ديروز : 402
افراد آنلاين : 1
همه : 301294
 
نوشته شده توسط : ويكي

هيلدا گادآ آكوستا


هيلدا گادآ و همسرش ارنستو چه‌گوارا

هيلدا گادآ آكوستا (به انگليسيHilda Gadea Aغير مجاز مي باشدta) (متولد مارس ۱۹۲۱ در ليما، پرو و درگذشته فوريه ۱۹۷۴ در هاوانا، كوبااقتصاددان، رهبر چپ‌گرا و نويسنده پرويي بود. او نخستين همسر ارنستو چه‌گوارا بود.

هيلدا نخستين وزير اقتصاد در كميته جرايي ملي انقلاب مردمي آمريكا(APRA) بود. فعاليت‌هاي او در پرو، منجر به تبعيد وي در سال ۱۹۴۸ شد. او نخستين بار، در دسامبر ۱۹۵۳ چه‌گوارا را در گواتمالا ملاقات نمود. به خاطر فشارهاي سياسي، او به همراه چه‌گوارا به مكزيكمهاجرت كرد. اين هيلدا بود كه چه‌گوارا را به شورشيان كوبايي معرفي نمود. آنان در سپتامبر ۱۹۵۵ در كشور مكزيك با يكديگر ازدواجكردند و در فوريه ۱۹۵۶ صاحب يك دختر به نام هيلدا بئاتريس هيلديتا گوارا شدند. ازدواج ميان هيلدا و چه‌گوارا در ۱۹۵۹ به طلاق منجر شد. او كتابي با عنوان «خاطرات زندگي من با چه‌گوارا» به رشته تحرير درآورده‌است. وي تا پايان عمر به آرمان‌هاي چه‌گوارا وفادار ماند.



:: موضوعات مرتبط: ايران شناسي

:: برچسب‌ها: هيلدا گادآ آكوستا،
تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۵ | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ويكي

پيتر نورمن


پيتر نورمن
اطلاعات شخصي
نام كاملPeter George Norman
زادهٔ۱۵ ژوئن ۱۹۴۲
Coburg, Victoria, Australia
درگذشته۰۳ اكتبر ۲۰۰۶ ميلادي (۶۴ سال)
ملبورن, Victoria, Australia
قد۱٫۷۸ متر (۵ فوت ۱۰ اينچ)
وزن۷۳ كيلوگرم (۱۶۱ پوند)
ورزشي
كشور استراليا
ورزشAthletics
رويداد(ها)دو سرعت
باشگاهEast Melbourne Harriers
دستاوردها و عنوان‌ها
بهترين(هاي) شخصي20.06 s (200 m, 1968)
Carlos-Smith.jpg

پيتر نورمن (به انگليسيPeter George Norman) متولد ۱۵ ژوئن ۱۹۴۲ (ميلادي) درگذشته در ۳ اكتبر ۲۰۰۶ (ميلادي) دونده استراليايي بود. او صاحب مدال نقره مسابقات المپيك تابستاني ۱۹۶۸ مكزيك در ماده ۲۰۰ متر بود.



:: موضوعات مرتبط: ايران شناسي

:: برچسب‌ها: پيتر نورمن،
تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۵ | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ويكي

زنان تراخيس

 
زنان تراخيس
Funeral of Hercules.jpg
Hercules on his funeral pyre by Hans Sebald Beham
نوشته‌شده توسطسوفوكل
ChorusWomen of Trachis
شخصيت‌هاديانيرا
Nurse
هولوس
Messenger
Lichas
هركول
Old man
مكان نخستين نمايشآتن
زبان اصليزبان يوناني باستان
ژانرآتن باستان تراژدي
تنظيمAt Trachis, before the house of هركول
هركول در حال سوزانده شدن

زنان تراخيس (به يونانيΤραχίνιαι؛ به انگليسيWomen of Trachis و همچنين: The Trachiniae) نام يكي از نمايشنامه‌هاي تراژدي سوفوكل، تراژدي‌نويس بنام يوناني است كه گمان مي‌رود در ساليان نخست فعاليت او، تقريباً بين سال‌هاي ۴۴۰ تا ۴۳۰ پيش از ميلاد نوشته و اجرا شده باشد. سوفوكل در تراژدي زنان تراخيس، پيش از آنكه توجهش را در ابتدا به هراكلس (هركول)، قهرمان مذكر داستان معطوف نمايد به دردها و سختي‌هايي كه همسرش ديانيرا تا آن زمان متحمل شده مي‌پردازد و دو سوم ابتدايي نمايشنامه‌اش را به اين موضوع اختصاص مي‌دهد 

شخصيت‌هاي نمايشنامه 

  • ديانيرا (همسر هركول)
  • هولوس (پسر ديانيرا و هركول)
  • هركول يا هراكلس
  • ليخاس (جارچي هركول)
  • دايهٔ ديانيرا
  • پيك
  • گروه كُر زنان تراخيس
  • يولا (دختر اوروتوس) و ديگر اسيران زن اخاليايي

داستان 

ديانيرا، همسر هراكلس براي دايهٔ خود از سختي زندگي خود سخن مي‌گويد. از اينكه هركول او را از دست آخلوس، خداي رودخانه نجات داد تا با او ازدواج نمايد و حال با هميشه دور بودنش از خانه، سختي‌هاي بيشتري را دارد بر او تحميل مي‌نمايد. دايه از ديانيرا مي‌خواهد تا فرزندش هولوس را به دنبال هركول بفرستد. هولوس به ديانيرا مي‌گويد كه شنيده‌است پدرش براي جنگ با شهر اوخاليا رفته‌است و سوگند ياد مي‌نمايد تا او را پيدا كند.

گروه همسرايان از ديانيرا مي‌خواهند تا به آينده اميدوار باشد اما ديانيرا به آنان مي‌گويد كه هركول وصيتنامه‌اي را از خود برجاي گذاشته‌است و چنين مي‌نمايد كه بر سرنوشت خود آگاهي داشته‌است. ناگهان پيكي سر مي‌رسد و خبر از زنده بودن و بازآمدن هركول مي‌دهد. ديانيرا نخست به سخنان او شك مي‌كند اما سپس با گروه همسرايان شروع به شادي مي‌نمايد. ليخاس، جارچي هركول از راه مي‌رسد و مي‌گويد كه هركول در راه است و اينك براي تقديم قرباني به درگاه زئوس به خاطر فتح اوخاليا به معبد رفته‌است. سپس اينگونه ادامه مي‌دهد كه اوروتوس، پادشاه اوخاليا هركول را خشمگين مي‌نمايد و او نيز پسر اوروتوس را مي‌كشد. پس به تلافي هركول را به بردگي گرفته و به اومفاله مي‌فروشند. هركول خشمگين شده و با سپاهي براي نابودي اوخاليا به آنجا يورش مي‌برد. اوروتوس را مي‌كشد و گروهي از زنان زنده‌ماندهٔ اوخاليا از جمله يولا، دختر اوروتوس را به بردگي با خود مي‌آورد.

ديانيرا از بازگشت هركول خوشحال است اما براي زنان برده احساس تأسف مي‌كند و نگران است كه نكند آيندهٔ او نيز تباه شود. او مي‌خواهد يولا را بشناسد اما پاسخي از او دريافت نمي‌دارد. از شيوهٔ رفتار نجيب‌زادگانهٔ يكي از زنان در مي‌يابد كه او بايد يولا باشد اما ليخاس با دستپاچگي اظهار بي‌اطلاعي مي‌نمايد. پيك، ديانيرا را به كناري كشيده و سخنان ليخاس را دروغ مي‌خواند و به او مي‌گويد كه هدف اصلي هركول از حمله به اوخاليا، به دست آوردن يولا بوده‌است.

با فهميدن اين موضوع گروه همسرايان ماجراي نبرد هركول با نسوس را مي‌خوانند و ديانيرا بيش از پيش بر حال خود افسوس مي‌خورد. آنگاه به ياد مي‌آورد كه چگونه سانتورنسوس، پس از بردن او به سوي ديگر رودخانه مي‌خواسته به او تعرض نمايد و هركول با كشتن نسوس نجاتش داده‌است. سپس به ياد جامه‌اي كه نسوس پيش از مرگش به او داده بود مي‌افتد كه گفته بود هرگاه هركول دچار لغزشي در عشق خود به ديانيرا شد اين جامهٔ جادويي را كه به خون نسوس آغشته‌است به او بدهد تا عشقش بازگردد. ديانيرا از ليخاس مي‌خواهد تا جامه را شبانه به هركول برساند. پس از اين كار ديانيرا دچار اضطراب مي‌شود و به گروه همسرايان مي‌گويد كه تكه‌اي باقي‌مانده از آن جامه كه در معرض تابش نور خورشيد قرار گرفته بود از هم فرو پاشيده و همين امر او را نگران كرده‌است. به علاوه چرا بايد نسوس هديه‌اي به قاتل خود بدهد؟

در اين بين هولوس از راه مي‌رسد و خبر مي‌دهد كه هركول پس از پوشيدن جامه با دردي وحشتناك به حال مرگ افتاده‌است و بدنش توسط آن دارد خورده مي‌شود و ليخاس را كه آورندهٔ جامه بوده كشته است. سپس هلوس مادرش را به خاطر انجام چنين توطئه‌اي نفرين مي‌كند. ديانيرا كه سخت از كار خود شرمگين است با شنيدن سخنان تند پسرش به خوابگاه خود رفته و خود را مي‌كشد. دايه در حاليكه شمشيري خونين را در دست دارد خبر مرگ ديانيرا را به هولوس مي‌دهد و هولوس پس از لختي درمي‌يابد كه مادرش بي‌گناه بوده‌است.

هركول را كه از شدت درد به خود مي‌پيچد به خانه مي‌آورند و او كه گمان مي‌برد همسرش قصد كشتن او را داشته مي‌خواهد كه ديانيرا را به پيشش آورند تا او را بكشد اما هلوس حقيقت ماجرا را به هركول مي‌گويد. هركول مي‌فهمد كه نسوس انتقامش را از او گرفته‌است و پيشگويي‌ها مبني بر كشته شدنش به دست كسي كه قبلاً مرده به حقيقت پيوسته‌است. پس از هولوس مي‌خواهد تا به رنج او پايان دهد و به سر زئوس سوگند ياد كند كه او را به كوهستان مقدس اوئتا برده، توده‌اي هيزم فراهم آورده و او را زنده بسوزاند. هولوس از هركول مي‌خواهد كه او را وادار به پدركشي نكند اما هركول مي‌گويد كه اين عين درمان است. سپس از او مي‌خواهد تا پس از مرگش با يولا ازدواج نمايد. سرانجام هولوس مي‌پذيرد و بدين گونه هركول را مي‌برند تا با سوزاندنش در آتش به درد و رنجش پايان دهند.



:: موضوعات مرتبط: ايران شناسي

:: برچسب‌ها: زنان تراخيس،
تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۵ | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ويكي

كلارك ويسلر


كلارك ويسلر
زادهٔ۱۸ سپتامبر ۱۸۷۰
مرگ۲۵ اوت ۱۹۴۷ ميلادي (۷۶ سال)
مليتايالات متحده آمريكا
زمينه فعاليتانسان‌شناسي
محل تحصيلدانشگاه كلمبيا
شناخته شده برايمردم‌نگاري آمريكاي شمالي

كلارك ويسلر (انگليسيClark Wissler؛ ۱۸ سپتامبر ۱۸۷۰–۲۵ اوت ۱۹۴۷) دانشمندي در زمينه انسان‌شناسياهل ايالات متحده آمريكا بود.



:: موضوعات مرتبط: ايران شناسي

:: برچسب‌ها: كلارك ويسلر،
تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۵ | نظرات (0)
نوشته شده توسط : ويكي

جان نورول

 
 
 
جان نورول
United States Senator
از ميشيگان
مشغول به كار
۲۶ ژانويه ۱۸۳۷ – ۴ مارس ۱۸۴۱
فرد پيشين (نداشت)
فرد پسين ويليام وودبريج
اطلاعات شخصي
تولد ۲۱ دسامبر ۱۷۸۹
دنويل، كنتاكي
مرگ ۲۴ آوريل ۱۸۵۰ ميلادي (۶۰ سال)
ديترويت، ميشيگان
حزب سياسي دموكرات-جمهوري‌خواه
تخصص سياست‌مدار، وكيل، روزنامه‌نگار، ويراستار
خدمت نظامي
خدمت/شاخه نيروي زميني ايالات متحده آمريكا
رزم‌ها/جنگ‌ها جنگ ۱۸۱۲

جان نورول (به انگليسي: John Norvell) سناتور سابق عضو حزب دموكرات ايالات متحده آمريكا بود. وي در سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۱ ميلادي سناتور ايالت ميشيگان در سناي ايالات متحده آمريكا بود.



:: موضوعات مرتبط: ايران شناسي

:: برچسب‌ها: جان نورول،
تاریخ انتشار : ۵ آبان ۱۳۹۵ | نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ]